حلول سال 1390 هجری شمسی بر شما مبارک
برآمد باد صبح و بوی نوروز ***************** به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال ********* همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گُلنار **************** دگر منقل مَنِه، آتش میفروز
چو نرگس چشمِ بخت از خواب برخاست ****** حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خُرمست؛ ای گل کجایی؟ ************ که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد ************* برادر! جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت *************** مَبَر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرایِ عمر سعدی ************ که بر گنبد نخواهد ماند این گوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودی **************** دریغ آهو اگر بُگذاشتی یوز
شاعر شیرین سخن سعدی شیرازی
اینم کیک تولد سال جدید!
اینم عکس هفت سینی که خودم چیدم
دسته بندی :عمومی
به نام خدا
سلام
بعد از مدتها وقت کردم بیام یه دستی به وبلاگم بکشم.
آخر سال هست و همه درگیر خونه تکونی ماهم اومدیم وبلاگ تکونی!
یه شعر زیبا خوندم گفتم شاید بهونه ای باشه برای اپ کردن وبلاگم!
زندگی زیباست
زشتی های آن تقصیر ماست
در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست
زندگی آب روانیست
روان می گذرد
آنچه تقدیر من و توست همان می گذرد...
پ.ن: آهنگ وبلاگم هم سعی کردم متناسب با تصویر این مطلب باشه! :دی
دسته بندی :شعر
سلام
از اینکه اینقدر دیر آپ کردم از همه دوستان عذر میخوام، یه مدت زیادی هست درگیر مشکلات برسا هستم و نمیرسم زیاد به وبلاگم سر بزنم.
امروز یه دستی به سر و روش کشیدم و یکمی تغییر قیافه دادم به وبلاگ.
این شعر زییا هم تفدیم به همه عزاداران حضرت زهرا (س):
تا كه يك مؤمنى از اهل عرب رود از دار فنا جانب رب
چند روزى دگر از بيت عزا نرود سوى سما دود غذا
گفت راوى كه پس از مرگ رسول درعزاخانه زهراى بتول
ديدهام ديد به كاشانه او دود بالا رود از خانه او
در تعجب بشدم از چه سبب شده در خانه او ترك ادب
بدويدم به سوى اهل عزا كه بپرسم سبب طبخ غذا
ناگهان چشم من از دور بديد طعم آن دود غذا را بچشيد
راه آن كوچه كه مسدود شده خانه وحى پر از دود شده
آتش از بس كه برافروخته بود در و ديوار همه سوخته بود
آنچه ديدم به ظهور و به شهود فاطمه بود در آن آتش و دود
هاتفى گفت على خانه نشست پهلوى فاطمه از دربشكست
بهر مظلومى زهراى عزيز اشك اى ديده آرام بريز
التماس دعا
دسته بندی :عمومی
انگار ذکر مصیبت همه ی اهل بیت (ع) هست.
انگار همه ی معصومین رو با هم از دست دادیم.
همه ی خوبیهای دنیا رو.
دسته بندی :عمومی
فضای این دل دیوانه گرفته بوی گل نرگس ... دلم نشسته چو پروانه در آرزوی گل نرگس
رای مشاهده فایل فلش به ادامه مطلب بروید.
دسته بندی :عمومی
نوحهاي منسوب به سيدالشهدا (ع) وجود دارد كه گويا حضرت در لحظات آخر عمر شريفشان اين شعر را سرودهاند.
اين شعر به «شيعتي» معروف است.

گفته ميشود كه دليل سلام دادن شيعيان پس از نوشيدن آب، همين شعري است كه حضرت در ظهر عاشورا گفتهاند.
و اما شعر:(شيعيان من! هنگامي كه آب گوارا نوشيديد، مرا ياد كنيد.)
اَوْ سَمِعْتُم بِغَريبٍ اَوْ شَهيدٍ فَانْدُبُوني
(و يا هنگامي كه از غريبي يا شهيدي خبري شنيديد، بر من ندبه كنيد.)
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذي مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ قَتِلُوني
(من، نواده [پيامبر] هستم كه مرا بي گناه كشتند.)
وَ بِجَرد الخَيْلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُوني
(و پس از آن از روي عمد، مرا پايمال سم اسبان كردند.)
لَيْتَكُم في يَوْمِ عاشورا جميعاَ تَنْظُروني
(اي كاش، همگي در روز عاشورا بوديد و ميديديد.)
كَيْفَ اِسْتَسْقي لِطِفْلي فَاَبوا اَن يّرْحَمُوني
(كه چگونه براي كودك خردسالم، آب خواستم و آنان رحم نكردند.)
دسته بندی :عمومی
خواب دیدم خواب اینکه مرده ام
خواب دیدم خسته و افسرده ام
*****
روی من خروارها از خاک بود
وای قبر من چه وحشتناک بود
*****
تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
*****
بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود
*****
ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم تشنه ی یک جرعه آب
برای مطالعه ادامه شعر، به ادامه مطلب بروید...
دسته بندی :شعر
سلام
ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است… هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)
عید غدیر خم، عید ولایت و بندگی رو به تمام شیعیان جهان و پیروان ولایت تبریک و تهنیت میگم...

برای دیدن تصویر در اندازه واقعی، روی عکس کلیک کنین
باز دل در کوی مستی گم شده عالم هستی، غدیر خم شده
*****
باز هم مستیم از جام غدیر باده می نو شیم، با نام امیر
*****
باز فصل شور شیدایی شده در زمین از عشق، غوغایی شده
*****
آمده عید ولایت ، عاشقان روز کمال رسالت، عاشقان
*****
در غدیر خم بیا، کامل شویم «یاعلی» گوییم و صاحبدل شویم
*****
یاعلی، نور خدا بیعت کنیم عشق را در قلب خود، دعوت کنیم
*****
یاعلی ، قرآن ناقص برتراب سوره عصمت، امام آفتاب
****
چونکه احمد(ص) گفت او نور جلی است بعد من، ای عاشقان مولا علی است
دسته بندی :عمومی
اولين روز دبستان بازگرد
کودکي ها شاد و خندان بازگرد
*****
باز گرد اي خاطرات کودکي
بر سوار اسب هاي چوبکي
*****
خاطرات کودکي زيباترند
يادگاران کهن ماناترند
*****
درس هاي سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
دسته بندی :عمومی
آنکس که نداند و نداند که نداند
همه شما دوستان حتما این شعر را شندیده اید یا در جایی خوانده اید:
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
(ابن یمین)
اما در دنیای امروز و در اطراف ما در بیشتر اوقات وضع جور دیگری است:
باید برود غاز به کنجی بچراند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتی و پول خر خویش براند
بر پست ریاست ابدالدهر بماند
دسته بندی :طنز
سبز رنگ پاک معصومیت است رنـگ تقـوا و خلـوص نیت است
سبز رنگ پاکی سجـاده ها ست استجابت کردن حـق از دعـا ست
برای مطالعه ادامه شعر به ادامه مطلب بروید...
دسته بندی :شعر
سلام
شعری که مدتی پیش موسیقی متن وبلاگم بود رو میزارم براتون...
ای تو روح و روانم یادت آرام جانم
با غم دوری تو تا کی زنده بمانم
ماندهام مولا محزون و خسته چشمم به راهت در خون نشسته
العجل مولا مولا مولا العجل مولا مولا مولا
کنج این غربت غم گریم بر حال زارم
تشنهام بر نگاهت در راهت جان شپارم
ای آرزوی خوبان عالم حسن تو حسن حضرت خاتم
العجل مولا مولا مولا العجل مولا مولا مولا
اشکم روی دو دیده ای آخرین سپیده
یاس خوش بوی نرگس وقت دعا رسیده
دیده به راهم ای گل طه چشم انتظارم یوسف زهرا
العجل مولا مولا مولا العجل مولا مولا مولا
دسته بندی :شعر
سلام
منبع اصلی این مطلب وبلاگ نویس شهرما هست.
شعر سبز(بسیجیه واقعی همت بود و باکری)
ار سختیه اگه بخوای همیشه بخندی. گاهی اوقات اشک تو چشمات و بغض توی گلوت، رهات نمیکنه. این شعر حاصل یکی از همان اوقات است.
داد میزنه این روزا، توی خیابون، فِری
بسیجیه واقعی، همت بود و باکری
برای مطالعه ادامه متن به ادامه مطلب بروید...
-:- پیشنهاد میکنم حتما ادامه این شعر زیبا رو بخونین -:-
دسته بندی :عمومی
سلام
مخاطب این شعرم هیچ شخص یا گروه خاصی نیست، و چون شعر چون جالب بود اینجا میزارم تا همه بخونن و استفاده کنن.
کسی که طعم زبان عسل نمی فهمد
تو هرچه هم که بخوانی غزل نمی فهمد
حکایت نرود میخ آهنین در سنگ
نگو به سنگ که ضرب المثل نمی فهمد
کسی که صنعت شبیح را نمی داند
رکوع ماه و طواف زحل نمی فهمد
میان آینه و آب و شانه و گیسو
لطیفه ایست که آنرا کچل نمی فهمد
حدیث شعر به پایان نمی رسد ،اما
هزار حیف که این را اجل نمی فهمد
دسته بندی :شعر
فاتحهی فکرت و ختم سُخُن نام خدایست بر او ختم کن
پیش وجود همه آیندگان بیش بقای همه پایندگان
مُبدع هر چشمه که جودیش هست مخترع هر چه وجودیش هست
اول و آخر به وجود و صفات هست کن و نیست کن کاینات
با جبروتش که دو عالم کم است اول ما آخر ما یک دم است
زیرنشین عَلَمَت کاینات ما به تو قائم، چو تو قائم به ذات
هستی تو صورت پیوند نی تو به کس و کس به تو مانند نی
آنچه تغیّر نپذیرد تویی وانکه نمرده است و نمیرد تویی
ما همه فانی و بقا بس تو راست ملک تَعالی و تَقَدَّسْ تو راست
هر که نه گویای تو خاموش به هر چه نه یاد تو فراموش به
شاعر:نظامی گنجوی
دسته بندی :شعر

